منطق
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢  

دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت:قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمی توانستم یک استاد باشم.

دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول می کنمدر غیر اینصورت از شما می خواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.

استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست،منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟

استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهد.

بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسیدو شاگردش بلافاصله جواب داد:

قربان شما ۶۳ سال دارید و با یک خانم ۳۵ ساله ازدواج کردیدکه البته قانونی است ولی منطقی نیست. همسر شما یک دوست – پسر  ۲۵ ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیستو این حقیقت که شما به دوست – پسر همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد می شد نه قانونی است و نه منطقی !!


 
 
ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٧  

سلام

این امپراطوری ما هم هی منقرض میشه هی دوباره راه میوفته ................حق دارین تو کامنتاتون بهم فحش بدین ...قبول دارم هیچ امپراطور خوبی نبودم ...ولی ایشالا که اینبار موندنی بشم ...........بزودی اولین پست روانه بازار میشه ....( گفتم که فحش ندین )


 
دوستی
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٧  

کسی را برای دوستی انتخاب  کن که  قلب  بزرگی داشته  باشه تا مجبور  نشی  برای  اینکه   تو قلبش جا  بشی خودتو  کوچیک کنی!!!!

 


 
نظر سنجی زوری
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۸  

سلام به همه اهل امپراطوری ......از آنجا که ما امپراطور عادلی هستیم و حوصله مان از این همه ملکه سر رفته است( انگار نه انگار امپراطوری هست و کسی به ما نمیرسد ) و مشکلات مملکتی به ما اجازه رسیدن به ملکه هایمان را نمیدهد یک همه پرسی میگذاریم .....

از ملکه ها میپرسیم : این امپراطوری چند تا ملکه نیاز دارد ....؟

جایزه بهترین جواب : سمت ملکه اول امپراطوری

 

از تمام اهالی امپراطوری میپرسم : این امپراطوری چه سمت هایی کم دارد ؟

جایزه بهترین جواب : سمت وزیر کشور

 


 
بابا ما نسخه جدید نمیخوایم ...ول کنید
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۳  
سلام به همه امپراطوری ..والا همانگونه که استحضار دارید مدیریت محترم پرشین وبلاگ یه بلایی دوباره به سر این ملت وبلاگنویس مخصوصا مخصوصا این امپراطوری ما اوورده که نمیدونم چجوری درستش بکنم ...فعلا اعصاب ندارم ازین که لینکاتون پریده شرمنده دوستان پرشین وبلاگ.....ایشالله در اسرع وقت دوباره همشو میزارم ....
 
تحليل ماهانه امپراطوری
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٢  

سلام ..به همه اهل امپراطوری ...خدمت شما که عرض کنم چند روزی اگه دیر آپتیدیتیدم ....مشغول کار و بار بودم .هی بازدید و افتتاحیه و وزیر بیاد و اون یکی بیاد و خلاصه شرمنده ...چه عرض کنم البته اگه تعریف از خود نباشه من تو دنیای واقعی هم یک امپراطور کوچکم ...حالا ایشالله در آپ های بعدی .....

اما در ادامه تحلیل ماهانه امپراطوری بعد از سوا کردن ملکه ها ( رجوع به پست قبل ) میرسیم به :

سر کار آهو خانم ...از وبلاگ آهو خانم  تحت تاثیر اشعار شاعران معروف هر از چند گاهی به روزمیکنندکه ایشالله هر وفت شعر خونتون افتاد پایین یه سری به وبلاگ ایشون بزنید البت که ما به ایشون رو ملکه پنجم خودمون کردیم .....( البته ایشون در کمال شجاعت هنوز لینک ما رو تو وبلاگشون نذاشتن ) بله

سر کار نسیم خانم از وبلاگ من و بابام ایشون نیز تحت تاثیر دیوان شیخ اجل چارلی چاپلین ( چامت بر چاتو ) مطالب طنز روان زیبایی میننویسند که من به شخصه قلم ایشونو خیلی دوست دارم ( ازین قلم الکیا نیستا ..پارکره ) البته ما ایشونو به ملکه ششمی خودمون قبول کردیم ولی ایشون هم در کمال شجاعت و عدم ترس از جلاد هنوز این لینک ما رو تو وبلاگشون نذاشتن بله ............

سر کار رها خانم از وبلاگ سر گشته ای تنها که اکثرا از دین و این جور چیزا مینویسن و منتظرن که یکی بیاد هممونو نجات بده که البت .....( بگذریم ) ولی خداییش کامنت های باحالی میذارن به خاطر همین هم ما ایشونو ملکه هفتم خودمون کردیم

سر کار آمیتیس خانم از وبلاگ پیاده رو که دقیقا به مطالب وبلاگشون هم میخوره  همش در حال پیاده رفتن و خرید کردنن و ما از زمانی که ایشونو ملکه هشتم خودمون کردیم این ته خزانه در بارمون دیگه در اومد از بس میره قاقالی لی میخره بابا همین دیروز یه دست کامل لباس واست گرفتم .امروز دوباره کامنت گذاشته زود باش بیا بریم خرید ......البته ایشون لینکی به این امپراطوری دادن که من لذت بردم 

سر کار خانم رز گل خانم از وبلاگ (دختر ستاره ی شبهای زمستانی گاهی ابریه گاهی صاف گاهی سرده زیبا ) البته ایشون رو ما به خاطر نوشته هاشون میخواستیم به سمت وزیر سینما و آپارات خونه امپراطوریمان برگزینیم که دیدیم نمیشه ( حالا ) ایشون اخیرا مطلبی در مورد شاخ روخ شاخ جان نوشتن که ما غیرتی شدیم و نزدیک بود سر از تن ایشون بدیم جلاد جداکنه ...خلاصه با وساطته درباریان اوضتع به خیر گذشت ایشون ملکه نهم دربار ما هستند

اما اما اما سرکار فرح خانم از وبلاگ بهترین من سلام سلام صد تا سلام ..ایشون نیز از فعالان عرصه تاریخ هستند که فعالیت ایشون باز میگرده به سنه شونصد میلادی ....ایشون که از نوشته آخرشون اینگونه بر میاد که تحت تاثیر دیوان منظوم حاج شیخ حمید زیر شلواری قرار گرفته اند ملکه دهم دربار ما هستند که هر چی شر تو این ملکه خونه ما رخ میده و ملکه ها به جون هم میپرن زیر سر ایشونه ما هم به همین خاطر واسشون کلی هوو اووردیم و سه تا ملکه دیگه بعد از ایشون به دربار اضافه کردیم ....

اما از بین ملکه ها این سر کار دختر خانم از وبلاگ دختر تهرونی ملکه یازدهم ما همچین لینکی واسه ما گذاشته تو وبلاگش که ما شخصا در فکر اینیم که یه سمت دیگه تو دربار به ایشون بدیم ..قالب زیبای وبلاگ با نوشته های خواندنی و عکس های جالب از مزیت های ارزنده وبلاگ ایشونه ...

سر کار خانم ملیحه جهانبخش از وبلاگ روز ها و سوزها ملکه دوازدهم ما که ایشون هم تو همون باندی هستند که لینک ما رو تو وبلاگشون نزدن ( بوی توطئه میاد ) با نوشته های سرشار از رمز و راز این عکس آپ جدیدشون ( قایم موشک ) تکانی به افکار ما داد و ما را چنان یکهویی به روزگاران طفولیت برد که نگو

اما سر کار خانم سحر میر سلطانی از وبلاگ دیگران گفتن .....والا ایشون نیاز مبرم به همدلی کلیه اهالی امپراطوری دارن یه سر به وبلاگ ایشون بزنین ( حتما چون من کامنت های ایشونو چک میکنم ) ( رفاقت به درد همین روزا میخوره دیگه نه این که هی بریم تو وب ملت بگیم ( سلام ..نوشته هاتون جالب بود ...اگر موافقی تبادل لینک کنیم ؟ ) وعده دیدار ما در کامنت سرای ملکه سیزدهم این امپراطوری ..هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستن ...نه بعدا خجالت بکش ....هر کدوم از اهالی این امپراطوری که مشکلی داشته باشه من به شخصه خودمو موظف به همیاری و اتحاد کلیه ملکه و درباریان برای رفع مشکل میدونم ...گفته باشم .......

 

البته دونفر دیگه هم به امپراطوری ما اضافه شدن سر کار خانم پ ن از وبلاگ عابری در جاده زندگی که سمت وزیر راه رو به ایشون دادیم و دانه باران از وبلاگ دانه باران که ما به ایشون هم سمت وزیر آب انبارات دادیم که بعد از یه مدت آشنایی وبلاگ های این دو وزیر هم تحلیل خواهد شد .....

دیگه انگشتم هم آرتوروز گرفت ........( آی نامردا ...همتون خوشحال شدین آره ؟ ) فعلا همتونو به خدای بزرگ میسپارم

یا حق


 
برگ سبزی تحفه درويش
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸  

..................لطفا با کفش وارد نشوید ....................

سلام به همه امپراطوری گلهای رز ..ممنون که تو این مدت این امپراطوری رو حمایت کردین ...وبلاگ نویسی امپراطور بر میگرده به زمان اختراع تخم مرغ شانسی در بلاد خارجه حدود اوایل سالهای 1375 که وبلاگی با همین اسم و درباریان بیشتری تاسیس گردیده بود و هر کس به فراخور نام وبلاگ و حال و هوای نوشته هاش یک سمت داشت گاهی هم اعتراض میکردن که ما چرا باید جلاد باشیم فلانی وزیر که این کار ها نیز ( تغییر سمت ها با درخواست اعضا ) انجام میشد  . جالب بود و حال و هوای عجیبی داشت . من دوستای خیلی خوبی تو این سالها پیدا کردم از همه شهر ها که افتخار آشنایی از نزدیک با بعضی هاشونو داشتم و با بعضی های دیگه از دوستی فراتر رفتیم و بالاخره روزهای زیبا یی بود ... رسم این امپراطور اینه که هر ماه ( اگر توانش باز هم مثله قبل بود ) به خاطر احترام به دوستایی که لینکشون توی این امپراطوری محفوظه و بدونن که راه و رسم لینک دادن فراتر از یه جمله یا اسم کوچک کنار وبلاگه . از همه دوستان اسم برده میشه و قسمتی از نوشته هاشون ذکر میشه .تا همه اعضا با هم آشنا بشن و دوستی و محبت بیشتری بین همه برقرار بشه و خودشونو جز یک خانواده وبلاگی یکرنگ و متحد بدونن ...

پس با نام خدا

از روز اول که شروع کردم به نوشتن درگیر مرام این آقا  مهران از وبلاگ ساحل امید شدیم که خدایی تو مرام ما جلوش کم اووردیم .(.رجوع به کامنت های روز اول و دوم ).نوشته های روانشناسی جالبی داره مخصوصا نظریه مازلو ونوشته خود شکوفاییش که جای تامل و فکر کردن داره که ما جسارت کردیم و لقب وزیر ارشاد دربار رو به ایشون  رو دادیم ......( ما شرمنده ایم مهران جان ) .

اما (جناب آقای / سر کا خانم ) ماتیلدا از وبلاگ روز گار بارانی با شعر های زیبا با آخرین نوشته : قصه بی انتها که شعر روان و ساده ایست و ما به خاطر نام زیباشون به ایشون لقب وزیر امورات خارجه رو دادیم . ( والا ما نفهمیدیم ایشون دختره یا پسر به  هر حال هر جفت جناب آقای / و سر کار خانم رو نوشتیم تا خودشون تکلیف ما رو روشن کنن !)

اما نفر بعد ........معرفی میکنم سر کار خانم مامان دینا ....وبلاگ بسیار زیبا و سر شار از محبت و عشق مادرانه و وبلاگی که من با خوندنش احساس زندگی و زنده بودن میکنم . دیگه توضیح نمیدم خودتون بخونین و قضاوت کنید و ما به ایشون لقب وزیر جمعیت دربار رو دادیم .

نفر بعدی دربار آقا مهدی از وبلاگ از قلب خود مراقبت کنید که نوشته های بسیار آموزنده و حیاتی داره و من با خوندن متون این وبلاگ اطلاعات بسیار زیادی بدست اووردم و همین جا از ایشون سپاسگزاری میکنم و ما به ایشون لقب پزشک دربار رو دادیم .

نفر بعدی دربار سر کار افسانه خانم از وبلاگ دنیای سبز من که با داستانهای دنباله دار زیبا  آموزنده و گهگاهی شعر های زیبا ما به ایشون لقب شهرزاد قصه گو رو دادیم . بابا دربار قصه گو هم میخاد آخه .عجبا ؟

نفر بعدی آقای مصطفی حاجی تبار از وبلاگ پا برهنه ها که این شعر آخرش واقعا زیبا بود .من که به نوبه خودم حال کردم و ما به ایشون لقب وزیر خزانه دار رو دادیم .چرا ؟ خوب رابطه اسم وبلاگ با سمت معلومه ...فکر نداره بابا خزانه این امپراطوری  ما خالیه همین .

اما اما اما اماااااااااااااااااااااااااان ازین ملکه ها هی با هم دعوا و جنجال و بزن بزن دارن بابا بسه عجب اشتباهی کردیم این همه ملکه واسه خودمون دست و پا کردیم ها .......پیر شدیم ..این یکی میگه ماشین میخوام .اون یکی پنت هاووس کنار دریا  . یکی دیگه مسافرت خارجه . اون یکی ..........خلاصه پوست ما رو کندن البت صد حیف که این دربار جلاد نداره والا .......والا ..چیه نگا میکنین والا میگفتم سر خودمو بزنه ..حرفیه ؟؟؟؟؟.............فکر کردین  ؟؟؟ ما بیشتر ازاینا زن ذلیلیم ......

ملکه اول شیما خانم از وبلاگ خودکار قرمز ..نوشته های اجتماعی و گهگاهی عاشقانه که البت با شناختی که من از ایشون دارم ایشون لاو و ماو بیلمیرن ...منتقد زبر دست با قلم روان ...........بپا نریزه رو لباست شیما 

 ملکه دوم بهناز خانم از وبلاگ من و تو که یه مدتیه زده جاده خاکی هر چی هم بهش نثیحت میکنیم گوش نمیده ...نوشته های مایوس و سرشار از ناامیدی که نیاز به حمایت شما داره یه تنفس دهان به دهانی به ایشون بدیم ........چیه خنده داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟والا ....ملکه چهارم سر کار رضوان خانم از وبلاگ نچاق که پشتکار ایشون در نوشتن ستودنی است که سالهاست من ایشونو میشناسم و از این که همچنان مشغول نوشتن هستند من درسهای زیادی گرفتم . استادی خبره و روانشناسی قابل .....زنده باد

ملکه سوم گلشن خانم از وبلاگ شروع شروع شروع که من واقعا نگران آرتروز انگشت های ایشون هستم چون اگه یه مدت دیگه با این پست های بلندی که مینویسن دچار بیماری حادی میشن ..دختر سرتو از رو میز وردار ............

  باقی ملکه ها دعواشون شده من برم سواشون کنم الانه میام واسم دعا کنید ........تحلیل باقی ملکه ها در پست بعدی

 

 

 


 
بازگشت....
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٧  

سلام به همه درباریان من جمله ملکه های با وفا ..ما از سفر به صحت و سلامت بازگشتیم ولی یخ فرمودیم توی این سرما ..یه سایت آپ لود راست و درست معرفی کنید تا عکس هایی رو که با موبابل گرفتم واستون بذارم ......یخ فرمودیم خداییش

خوب خودم پیدا کردم .اگر یه ذره کیفیتش پایینه شرمنده پشت رول با موبایل گرفتم ..به با کیفیتی خودتون ببخشید ...


 
بايد رفت .......من ميروم ..من رفتم جايز نيست
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠  

سلام به همه اهالی امپراطوری .از لطف و محبت همه سپاسگزارم ...با عرض شرمندگی من امشب باید برم مسافرت ......آره تو این برف و بارون .دیگه کاره ...کاریش نمیشه کرد ...به امید خدا سه شنبه در خدمت همه دوستان هستم ..فعلا در کامنت بازه و هر کی هر پیشنهادی داره در هر موردی که این امپراطوری بهتر اداره بشه ..لطف کنه بگه تا همگی با هم یک وبلاگستون با حال و توپ راه بندازیم ..البته در طول مسافرت یه سری میز ولی فعلا .................................حلالم کنید ................یا حق


 
شروع دوباره
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٧  

یادمان نرود ما نیز روزی کودک بودیم ......دیر نیست ...هیچ روزی برای دوباره متولد شدن دیر نیست ....بیایید فردا متولد شویم و با یاد آوری اشتباهات و تجربیاتمان زندگی تازه ای شروع کنیم ....فردا....فردا روز ماست .روز دوباره متولد شدن ....پس متولد شو .....